سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خلـــوتگـــه دل
 
 RSS |خانه |ارتباط با امیر امیری| درباره امیر امیری|پارسی بلاگ
»» شاید آنروز که سهراب نوشت


شاید آنروز که سهراب نوشت:

(( تا شقایق هست زندگی باید کرد ))

خبری از دلِ مردمِ محروم نداشت

او ندانست ،که غم اجبار است

او ندانست ،که درد فریاد است

شاید آن روز که سهراب نوشت

شکمِ سیری داشت

سَرِ بی دردی داشت

عشقی داشت بی همتا..

آری !!!

سهراب ندانست که اینگونه نوشت

او ندانست

که شادی شده چون دُرِِ گـــران

او ندانست

که عشق بیمار است

او ندانست که نگاه غمگین است....

آری ای سهرابم

شاعر نام آورم

تو ندانستی که چگونه ؛؛

‍ دل مردم شکست..

کاش بودی و میدیدی

که دگر

اثری از آن گٌل مقصود تو نیست

همه جا عکسش هست

همه جا پر شده از کینه و جنگ

همه قلبها زخمی

مادران میگریند

بر سر قبر عزیزانِ زِ دست رفته خود....

همه جا تاریکیست

تاریکی نابودیست

تاریکی هم مرگ است

شاید آن روز که نوشتی

تا شقایق هست زندگی باید کرد

خبر از حال یتیمان تو نداشتی شاعر

شاید....

شاید..../

شاید هم داشتی  و دادی امید

به همان مردم محرومِ عزیز

                   (( امیــــر امیـــری ))

*************************

توضیح::نمیدونم اسم این جملات رو میشه گذاشت شعر یا نه

اما بهر حال این شعر رو خودم گفتم....واصلاً قصد توهین به سهراب رو نداشتم

و اون رو یکی از بزرگترین شاعران ایرن زمین میدونم...و اونهم در شعرهاش از درد مردم گفته...

و منظور از کلمه ندانست...زمان حال است بعبارت بهتر منظورم این بود که اون نمیدونست اوضاع کنونی اینچنین آشفته بازار می شود..
پس شما به بزرگی خودتون ببخشید



کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( یکشنبه 86/7/22 :: ساعت 12:21 عصر )
»» لیست کل یادداشت امیر

عذرخواهی
بیشعوری
روز کارمند مبارک
محبت
سکوت
ارادت یا رذالت
وابستگی
قفس نشین
خرمشهر
یادمان باشد
و گاهی
امّا
خسته ام
تو
[عناوین آرشیوشده]

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر