سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خلـــوتگـــه دل
 
 RSS |خانه |ارتباط با امیر امیری| درباره امیر امیری|پارسی بلاگ
»» تنهایی....

 

چقدر بده که فکر کنی تنهایی

و بدتر از اون اینه که واقعا تنها باشی و ....



کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( شنبه 90/9/19 :: ساعت 3:23 عصر )
»» تنهـــایی

 

دستی نیست تا نگاه خسته ام را نوازشی دهد

اینجا باران نمی بـارد....فانوس های شهر خاموش و مرده اند، دست های مهربانی فقیرتر از من اند...!

نامردمان عشق ندیده خنجر کشیده اند بر تن برهنه و بی هویتم!

امروز دلم می خواهد آنقدر بنویسم تا نفسهایم تمام شود



کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( سه شنبه 90/9/8 :: ساعت 8:22 عصر )
»» خلوتگه دل امیر

گویا اینروزها اونقدر گنگ نا مفهوم و بد مینویسم که هیچکس نمیدونه منظورم از این کلمات و نوشتن ها چیه!!!!  چه کنم!! چاره ای نیست.....

بازهم زمان سرزدن به این یار قدیمی و محرم دل و سنگ صبورم شده

*** خلوتگه دل من ***

 



کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( سه شنبه 90/9/8 :: ساعت 7:0 عصر )
»» کجایی تو؟

کجایی تو...؟

چشمانم را که میبندم تنها تو  در خاطرم مجسم میشوی

انگار همین دیروز بود که با لبخندی متین حرف از امید آرزو زدی،حرفهایت بوی عشق میداد،بوی وفا و زندگی

نصیحت هایت را یادم هست هنوز...تا آنجا که بتوانم عمل میکنم اما باید فریاد کنم که  چه بد میگذرند لحظه های بی تو

سالهاست که جدای از منی ....و چه سخت است روزهای بی تو

اینروزها پر شده ام از توهم و خیال.....پر از دردهای بی مثال و پر از دردهای نگفته

دیگران می گویند سخت است اما تحمل کن...اما آنان نمی دانند که دیگر تاب و تحملی ندارم من

نمیدانند که دیگر رمقی نمانده برایم....نمیدانند که روزها و شب های مدیدی ست که تو را در تک تک لحظه های خویش میبینم و درست آن هنگام که در کنارمی گویی که تمام کائنات و کهکشانها درست در دست یکدیگر می دهند تا هرچه سریعتر بگذرد لحظه های با تو بودن اما زمانیکه نیستی آنها هم دیگر مرا به حساب نمی آورند و مرا در حال بد خویش رها می کنند تا عزلت نشین تنهایی خویش شوم

دیگر تو نیستی تا برایت از اتفاقات بگویم و تو تنها بخندی آن جمله معروفت را نثارم کنی....

دیگر تو نیستی تا بدانی این روزها این مخیله ام پر شده از حس اتفاقات ناگوار...

و دیگر تو نیستی تا بدانی میترسم از اینکه بی او شوم و جدای از او

و دیگر تو نیستی تا بدانی که چقدر اینروزها غمگینم

روزهاست که می خواهم به دیدارت بیایم و از همه دنیا جدا شوم

روزهاست که دوست دارم تنها من باشم و تــــو تا بتوانم جدا از این هیاهوی روزگار تا آنجا که می توانم هق هق کنم و اشک بریزم

روزهاست که....

کاش میدانستی که اینروزها چقدر دلتنگ آنم تا با دستان خویش مزارت را بشویم و ساعت ها در کنارت بنشینم

و کاش می دانستی .......

کاش

کاش....

هر چه که هست در د من و است و دلتنگی من.... دلتنگ تو و او

تو آرام بخواب و آسوده

*** دلنوشته ای برای او که سالهاست از او دورم***

(برای دایی عزیزم)

* امیر امیری *



کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( یکشنبه 90/9/6 :: ساعت 8:5 عصر )
»» خندیـــدم


مرا مرحم درد خویش دانست و بی مقدمه شروع به گفتن درد آشکارش نمود

پسرک از دوست داشتن سخن گفت .... و من تبسمی کردم پر معنی

او از عشق سخن گفت ..... و من خندیدم

او از تنهایی خویش سخن گفت .... و من خندیدم

او از درد فریاد کشید....... و من خندیدم

او برافروخته گشت و با حالتی غضبناک فریاد کشید و دلتنگی خویش را نفرین کرد....و من همچنان میخندیدم

او سیل آسا و دیوانه وار می گریست ..... و من نیز ابلهانه قهقهه سر میدادم

او در میان هق هق خویش مرا احمق خواند و سنگ دل؛

و من چاره ای نداشتم جز ادامه خنده پر درد خویش

آری خندیدم

خندیدم تا پنهان کنم ....

خندیدم تا کسی نداند دردم چیست و خلوتگه دلم کجاست.....


* امیر امیری *



کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( چهارشنبه 90/9/2 :: ساعت 7:20 عصر )
»» خرابم من امشب

پر از حس بدم امشب

حسی از جنس خودم

امشب بیزارم از خویشتن

چوکه دیوانه ام، مستم من امشب

سیاه میبینم دنیا را من امشب

سیاه و تیره و تاریک

بی هیچ روزنه ای

امشب خرابم من....

خــــراب

(امیر امیری)



کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( سه شنبه 90/9/1 :: ساعت 7:33 عصر )
»» دوبـــــاره

 

دوباره برگشتم سر خونه اول،

تازه داشتم بوی بهارو حس می کردم،

تازه داشتم از خودم بیرون می اومدم،

تازه داشتم به زندگی عادت می کردم،اما دوباره...

لعنت به این زندگی ،  



کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( شنبه 90/8/28 :: ساعت 7:58 عصر )
»» زیبایی!!!

 

اگرچه نمی توان به گذشته های زیبــا بازگشت

اما می توان مانند گذشته ها زیبــا زیست

(امیر امیری)



کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( جمعه 90/8/6 :: ساعت 1:0 صبح )
»» فردا و فرداهاااااا

 

براستی که برای هیچ فردایی اعتباری نیست



کلام دوستان ()
نویسنده : » امیـــر امیــری ( پنج شنبه 90/8/5 :: ساعت 7:36 عصر )
»» لیست کل یادداشت امیر

فرار
قضاوت
غبار
پرستش
خیال
خدایا شکر
حکایت شب
یک کلام
آدمهای شجاع
[عناوین آرشیوشده]

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر